ی سری ....

یکی از سخت ترین بازه های زندگی :

اینه که تصادفاً با یه آشنا بشینی تو تاکسی!!

 هی منتظر می مونی ببینی که اون کرایه ی تورو هم حساب میکنه

یا خودت باید دست به جیب شی !

.

یه سری لذت‌ها هم مختص ایرانه

مثلا یه پول پاره‌پوره رو یجوری به یه راننده‌ای ، بقالی… بدی ازش خلاص شی.

آدم احساس پیروزی می‌کنه !

حال و روز دانشجو ها در طول سال....

 

در طول ترم:    Ax2Pix
.

سه روز مانده به امتحان:    Ax2Pix
.
دو روز مانده به امتحان:    Ax2Pix
.
شب امتحان:    Ax2Pix

 

 

در روزغدیر خم خدای ازلی ِبخشیدولایت خودش را به علی

 

دانی هدف خدا ز بخشیدن چیست؟؟؟؟؟

 

یعنی که همه کاره ی ما هست علی..........

 

نام علي : عدالت —

 

 راه علي : سعادت —

 

 عشق علي : شهادت —

 

 ذکر علي : عبادت —

 

عيد علي : مبارک

سیر تکاملی دخترا:

 

سیر تکاملی دخترا:

سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...

زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این

بنده خدا یه بار بلند خندیده...


مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره

بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...

-- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر

 گناهکارشو می بخشه


سال 1280


مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس

عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط

می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده.

 حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد.

دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...


مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت

آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...


-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر

گناهکارشو می بخشه


سال1330
مرد: چی؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشرا؟

 می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه

 (سفره) می کونم...

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می

کنین آ...


مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا

نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشرایی نشونت بدم که خودت

کیف کونی...


-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر

گناهکارشو می بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم

مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا

می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می

کشمت. من... تو رو... می کشم...


زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید

اکثرا).


مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که

تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...


سال1400
دختر: چی؟ چی گفتی مرتیکه ی ****؟ دارم بهت می گم ماشین بی

ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای

بری بیرون پیاده برو...


باباه:جیکش در نمی یاد...

زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک

ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی.

 باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...


-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای

گناهکارشو می بخشه

یه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که....

 
یه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس

 با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد

 کنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !

راننده میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم ماله من نیست کارت ماشین 

 هم پیشه من نیست.من صاحب ماشین رو کشتم جنازه شم انداختم تو 

صندوق عقب. چاقوشم صندلی عقب گذاشتم. حالا هم داشتم میرفتم از

 مرز فرار کنم که شما منو گرفتین.

مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین

قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم 

به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه.

فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده می گوید : 

اقا گواهینامه ؟

یارو گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.

فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟

راننده کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرمانده

فرمانده که روی صندوق عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور میدهد تا

 راننده در صندوق عقب را باز کند.

راننده در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیست

فرمانده که حسابی گیج شده بود به راننده میگه "پس این مامور ما چی میگه؟

رانندهه می گه:چه میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خواد

 بگه من 180 تا سرعت می رفتم!!!

بخوون باحاله

 

پسره مياد به مامانش ميگه:

مامان امروز تو اتوبوس بابا بهم گفت پاشم كه خانم بشينه.

مامان:خوب پسرم بابات  كار خوبي كرده.

_ اخه مامان من روي پاي بابا نشسته بودم؟؟؟!!!!

........

غضنفر ميره دزدي چيزي پيدا نمي كنه مشق بچه را خط ميزنه !

 

ترکه در يخچال را باز ميکنه، ژله ميلرزه، ميگه: نترس اومدم پنير بخورم

خدايا عاشقان را غم مده گر دهي 20 درصد هم تخفيف بده

 

کاش مي شد با تو بودن را نوشت .... تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت ...

کاش مي شد روي اين رنگين کمان ... مي نوشتم تا ابد

 با من بمان